امروز روز عيد Ùˆ من بايد به خونه مادر بزرگم برم ولي اصلآ ØÙˆØµÙ„Ù‡ اش ندارم
خسته شدم از اين همه مهموني هر جا كه ميري مهمونا از شاهكاري روزاي گذشته شون ØØ±Ù� مي زنن انگار كه چكار كردن
ديروز توي شركت نزديك بود با رييس شركت دوام بشه از بس كه به اين اون زورميگه
ديشب وبلاگ خورشيد خانوم مي خوندم Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ شددم چون بچه اش (يا همون كامپيوتر خانوم)درست شده بود Ùˆ Ú¯Ù„ سرسبد وبلاگ نويسا برگشته بود به همون ØØ§Ù„Ùˆ هواي اوليش
posted by Red at 12:25 AM
سلام به دلتاي سرخ خوش آمديد
posted by Red at 6:28 AM